تبليغاتX
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
نور ایمان

نور ایمان
 
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْجَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 فروردین1391 توسط عبدالله

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

 از ابو هريره روايت است كه گفت: از رسول اللهق شنيدم كه فرمودند:(مَا نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ فَاجْتَنِبُوهُ وَمَا أَمَرْتُكُمْ بِهِ فَافْعَلُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَإِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَثْرَةُ مَسَائِلِهِمْ وَاخْتِلَافُهُمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ)[1]«هر آنچه شما را از آن منع كردم پرهيز نماييد و آنچه شما را به انجام آن امر كردم به اندازه توانايي به آن مبادرت ورزيد. براستي آنهايي كه قبل از شما بودند به علت زياده روي در سؤال كردن و اختلافشان در مورد پيامبران هلاك شدند».

شرح حديث:

به راستي كه خداوند سبحان براي بشريت اسلام را به عنوان دين برگزيد و به آن راضي شد و آن را دين آخر و خاتم قرار داد بگونه اي كه جز اسلام را از كسي، به عنوان دين نمي پذيرد. و از بزرگي و عظمت اين دين برپايي آن بر امر به نيكي و نهي از بدي مي باشد يعني اينكه به تمام خوبي ها و فضيلتها، امر و از تمام رذايل و پستي ها نهي مي نمايد و آوردن اين حديث نبوي در اينجا براي بيان و توضيح ديدگاه صحيح اين اوامر و نواهي مي باشد.

در صحيح مسلم بيان سبب و علت روايت اين حديث اينگونه آمده است كه: از ابوهريرهت روايت است كه گفت: رسول اللهق براي ما موعظه مي كرد. فرمود:(أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ الْحَجَّ فَحُجُّوا) «اي مردم خداوند حج را بر شما واجب كرده است پس حج را ادا كنيد» مردي گفت: اي رسول اللهق آيا هر سال بر ما واجب است؟ پيامبرق سكوت نمود. تا آنجا كه مرد سؤالش را سه بار تكرار كرد. رسول اللهق فرمودند:(لَوْ قُلْتُ نَعَمْ لَوَجَبَتْ وَلَمَا اسْتَطَعْتُمْ) «اگر مي گفتم بلي آن بر شما واجب مي شد اما به اندازه توانايي آن را به جا آوريد» سپس فرمودند:«ذَرُونِي مَا تَرَكْتُكُمْ فَإِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِكَثْرَةِ سُؤَالِهِمْ وَاخْتِلَافِهِمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ فَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَيْءٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَإِذَا نَهَيْتُكُمْ عَنْ شَيْءٍ فَدَعُوهُ»«در مورد چيزهايي كه از شما واگذاشته ام چيزي نپرسيد. كساني كه پيش از شما بودند بخاطر زياد سؤال كردن، و اختلاف بر سر پيامبرانشان، هلاك شدند هرگاه شما را به چيزي امر كردم آن را به اندازه توان و قدرتتان انجام دهيد و اگر شما را از چيزي نهي كردم آن را رها كنيد» و در روايت ديگري مي فرمايد:( ذَرُونِي مَا تَرَكْتُكُمْ) «در مورد چيزهايي كه از شما واگذاشته ام چيزي نپرسيد». پس اصحابش را به ترك سؤال از آنچه به ...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 فروردین1391 توسط عبدالله

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

 مسلمان معتقد است كه تمام ادیان بجز دین اسلام باطل و منسوخ هستند و پیروان ادیان دیگر كافر و پیروان دین اسلام مسلمان و پیرو حق مى‏باشند، این عقیده بر گرفته از آیات قرآن و احادیث رسول اكرم صلی الله علیه وسلم مى‏باشد، خداوند مى‏فرماید:

« إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» (آل عمران: 19). «همانا دین حق نزد خداوند، اسلام است»، و مى‏فرماید:

« وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآَخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ» (آل عمران: 85).

«هركس‏ دینى سواى اسلام را پیروى كند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او روز قیامت جز زیانكاران خواهد بود»،

 و مى‏فرماید: « الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا »(المائدة: 3).

«امروز دین شما را كامل نموده نعمتهاى خود را بر شما اتمام كردم و دین اسلام را براى شما برگزیدم».

 آرى! بوسیله این اخبار آسمانى و راستین الهى انسان مسلمان یقین دارد كه تمام ادیان قبل از اسلام منسوخ شده‏اند و دین واقعى براى تمام بشر اسلام است، خداوند دینى غیر از اسلام از هیچ كس نمى‏پذیرد و شریعتى غیر از آن را نمى‏پسندد.

 1- به كفر كافر راضى نمى‏شود و آنرا تائید نمى‏كند، زیرارضایت به كفر، كفر است.

 2- بغض مسلمان نسبت به كافر بخاطر مبغوض بودن او نزد خداوند متعال است. مادام كه خداوند كافر را بخاطر كفرش مبغوض مى‏داند، مسلمان نیز با وى بغض مى‏ورزد.

 3- مسلمان با كافر مودت و پیمان دوستى ندارد، زیرا خداوند مى‏فرماید:

 « لَا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ » (آل عمران: 28). «مؤمنان، مؤمنان را گذاشته‏ باكفار پیمان دوستى بر قرار نكنند»،

 و مى‏فرماید: « لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آَبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ » (مجادلة: 22).

«نمى‏یابى قومى را كه مؤمن به خدا و ... 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 فروردین1391 توسط عبدالله


 الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«يُسَلِّمُ الصَّغيرُ على الکبيرِ والمارُّ على القاعدِ والقليلُ على الکثير»(2).
(کوچکتر به بزرگتر، عابر به نشسته، سواره به پياده و گروه کم به گروه زياد، سلام بدهد).
الف ـ کوچکتر به بزرگتر سلام بدهد، زيرا بزرگتر بر کوچکتر حق وقار و بزرگ بودن دارد لذا بايد سلام کردن را کوچکتر آغاز کند و به بزرگتر، سلام بدهد.پس هرگاه، با فردي ملاقات نموديد، که از نظر سني از شما بزرگتر است، بر شما واجب است که نخست شما به او، سلام بدهيد تا اين پيغام را به او برسانيد که من بخاطر بزرگتر بودنت به تو احترام مي گذارم و ارزش قايل هستم. اما اگر ابتدا، فرد بزرگتر به تو سلام کرد، بدان که او از تو بهتر است.
پس کوچک تر بايد آغاز کند و به بزرگتر، سلام بدهد. همچنين بايد احترام علما، و کساني که مقام و منزلت اجتماعي دارند و افرادي که به خاطر اسلام، آزمايشي را به خوبي پشت سر گذاشته اند و انسان هايي که در اسلام، جايگاهي دارند، حفظ شود و ديگران آغاز کنند و به آنها سلام بدهند.
ب ـ عابر به کسي که نشسته است، سلام دهد.
واجب است که عابر آغاز کند و به فردي که نشسته است، سلام بدهد. نه آن طور که بعضي از مردم چه عابر باشند، چه نشسته و چه سواره، هميشه منتظرند تا ديگران به آنها سلام بدهند. بايد دانست که اين، اشتباه است و بيم آن مي رود که چنين فردي، دچار تکبر شود. پس در اين امور، همانطور که از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- آمده است، سنت را بايد شناخت و به آن عمل کرد. بنابراين، فرد عابر بايد به کسي که نشسته است، سلام بدهد. زيرا اوست که ورودش به اين مکان، تازگي دارد. علاوه بر آن، فرد عابر بيشتر اوقات، تنها است حال آنکه کساني که نشسته اند، غالباً چند نفر اند.
ج ـ سواره به پياده، سلام بدهد.
کسي که سوار بر ماشين، يا مرکب يا چيز ديگري است بايد به کسي که پياده است، سلام بدهد. بعضي از شارحان اين حديث، مانند ابن حجر در فتح الباري در شرح آن، نکات لطيفي را بيان کرده اند از آن جمله گفته اند: انسان سواره، هميشه احساس غرور مي کند. لذا اسلام بر او واجب کرده است که با تواضع و فروتني به فرد پياده، سلام بدهد تا غرور و تکبر به قلبش، راه پيدا نکند.
د ـ گروه کم به گروه زياد، سلام بدهد.هرگاه، يک نفر از کنار جمعي گذشت، بر او واجب است که نخست، سلام دهد. اگر پنج نفر مي خواهند از کنار ده نفر عبور کنند، پنج نفر بايد به ده نفر، سلام بدهند نه اينکه ده نفر به پنج نفر سلام بدهند.
اگر يک نفر از ميان گروهي که در حال حرکت اند، سلام بدهد، کفايت مي کند. همچنين، اگر يک نفر از کساني که نشسته اند، جواب سلام را بدهد، کافي است چنانکه از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- روايت شده است»(1).
در حديثي ديگر، رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «کسي که راه مي رود و در حال عبور است به کسي که ايستاده است، سلام بدهد»(2).
اين آداب و تعاليم و نکات لطيف را رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- به ما آموزش داده است. در واقع آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- ما را به سوي همه ي نيکي هاي دنيا، راهنمايي نموده و از همه ي بدي هاي آن، برحذر داشته است.

وبلاگ نور ایمان

www.noorway.blogfa.com

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 فروردین1391 توسط عبدالله

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

قال الله تعالی: { فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ} هود: ١١٢

و قال تعالی: { إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ{30} نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ{31} نُزُلاً مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ{32} فصلت: ٣٠ - ٣٢

و قال تعالی: { إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ{13} أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ{14} الأحقاف: ١٣ – ١٤

 خداوند می فرمايد: پس استوار باش چنانکه امر شده ای. هود:112

و ميفرمايد: هر آينه آنانکه گفتند، پروردگار ما خداست و باز ثابت ماندند، بر ايشان فرود می آيد فرشتگان که مترسيد و اندوه مخوريد و به بهشتی که وعده داده می شديد خوشحال شويد. ما دوستان شما بوديم در زندگانی دنيا و در آخرت نيز، و برای شما است در اين جا آنچه طلبد نفس شما و برای شماست اينجا آنچه درخواست کنيد، بطور مهمانی از جانب خدای آمرزگار مهربان. فصلت: 30 – 32

و هم می فرمايد: هر آينه آنانکه گفتند پروردگار ما خداست باز ثابت ماندند، پس هيچ ترس بر ايشان نيست و نه ايشان اندوه خورند و اين جماعه اهل بهشت اند جاودان و در آنجا پاداش داده شوند حسب آنچه ميکردند. احقاف: 13، 14

  وَعَنْ أبي عمرو، وقيل أبي عمْرة سُفْيانَ بنِ عبد اللَّه رضي اللَّه عنه قال: قُلْت: يا رسول اللَّهِ قُلْ لِي في الإِسلامِ قَولاً لا أَسْأَلُ عنْه أَحداً غيْرك. قال: « قُل: آمَنْت باللَّهِ: ثُمَّ اسْتَقِمْ » رواه مسلم.

 از ابو عمر يا ابو عمره سفيان بن عبد الله رضی الله عنه روايت است که گفت: گفتم: يا رسول الله برای من در اسلام سخنی بگو که بعد از تو از کسی نپرسم. فرمود: بگو بخدا ايمان آوردم (آمنت بالله) و سپس استقامت کن و پايدار باش.

 وعنْ أبي هُريْرة رضي اللَّه عنه: قال قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « قَارِبُوا وسدِّدُوا، واعْلَمُوا أَنَّه لَنْ ينْجُو أحدٌ منْكُمْ بعملهِ » قَالوا: ولا أنْت يَا رسُولَ اللَّه؟ قال: « ولا أَنَا إلا أنْ يتَغَمَّدني اللَّه برَحْمةٍ منْه وَفضْلٍ » رواه مسلم.

 از ابوهريره رضی الله عنه مروی است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمودند: ميانه روی کنيد و بر حق استقامت ورزيد و بدانيد که هيچيک از شما به عملش نجات نمی يابد. پرسيدند: شما نيز يا رسول الله؟ فرمودند: و حتی نه من، مگر اينکه رحمت و فضل خداوندی شامل حالم شود.

ش: معنی اين حديث اين است که بنده نمی بايد به عملش مغرور گردد، بلکه همواره بايد نجات را در پرتو رحمت خدا جستجو کند، که اين امر موجب افزوده شدن اخلاص او می گردد، و خداوند فقط اعمال خالصانه را می پذيرد.

 

وبلاگ نور ایمان

www.noorway.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ جمعه 19 اسفند1390 توسط عبدالله

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

دین اسلام یک دین جامع و کامل است که برای تمام اقشار جامعه و به منظور حفظ حرمت و شخصیت هر انسانی، قوانین و دستورات ویژه ای صادر نموده است که رعایت کردن و عمل به آنها عزت، شرافت و جامعه ای سالم و ایده ال را به دنبال داردیکی از احکام و قوانین وارده در اسلام، "حجاب" است. حکم حجاب اگر چه که مخصوص زنان نبوده و شامل مردان نیز می شود، اما با توجه به فرهنگ جوامع بشری و خلقت فطری زنان، دستور حجاب و رعایت آن، بیشتر متوجه زنان هر جامعه می باشد
رعایت نمودن حجاب در یک جامعه مخصوصا از جانب زنان، برخلاف آنچه اروپائیان و غربزده ها تبلیغات می کنند نه تنها ظلمی در حق زنان نیست بلکه رعایت حجاب بیانگر احترام به شخصیت زن و ارج نهادن به مقام آنان می باشد. آیا پوشیده بودن اندام زن و در ستر و حجاب بودن او نشانه بی احترامی به شخصیت زن محسوب می شود؟! هرگز! بلکه توهین به مقام شامخ رن توسط کسانی انجام می گیرد که از این موجود باشرافت و با حیثیت، برای تبلیغات کالاهای تجاری خود استفاده نموده و تصاویر آنان را بر روی هر شئی جهت جلب مشتری، چاپ و منتشر می کنند. آیا استفاده ابزاری برای منفعت دنیوی و تجاری از زن احترام نهادن به مقام زن و شخصیت قائل بودن به او است؟
خداوند متعال که هیچ کدام از افعالش خالی از حکمت نیست قانون حجاب را برای مردان و زنان امت اسلامی لازم قرار داده است که رعایت و پایبندی بر این حکم باعث اجر و پاداش در نزد خداوند و نیز داشتن جامعه ای سالم و دور از فساد را  به دنبال دارد.
لذا بر عموم مؤمنین بالاخص بر زنان امت اسلامی لازم است که به تمامی دستورات الهی جامه عمل پوشانده و حجاب اسلامی را حفظ نمایند. زیرا این هم یکی از دستورات خداوندی است و مومنان بعد از قبول ایمان و رسالت آنحضرت صلی الله علیه وسلم ملزم اند که ...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 اسفند1390 توسط عبدالله


الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

1- حجاب بايستی همه بدن را ستر کند. چون خداوند می فرمايد: ﴿يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ﴾ (الأحزاب: 59). و جلباب همان لباس بلندی است که همه بدن را ستر می کند و إدناء به معنای رها ساختن و کشيدن است. در نتيجه حجاب شرعی همه بدن را می پوشاند.

2- حجاب بايد ضخيم بوده و رقيق و شفاف نباشد. چون غرض از حجاب همان ستر است. در نتيجه هنگامی که لباسی بدن را ستر نکند حجاب خوانده نمی شود. چون اين لباس جلوی رؤيت را نگرفته و حجابی در مقابل انظار محسوب نمی شود.

3- اين لباس بخودی خود نبايد زينتی بوده و دارای رنگهای جذابی باشد که انظار را بخود جلب کند. چون خداوند می فرمايد: ﴿وَلاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا...﴾ الآية. (النور: 31). و معنی: (ما ظهر منها) آن است که بدون قصد و عمد باشد. پس اگر خود اين لباس زينت باشد نمی توان آن را پوشيده و حجاب نيز خوانده نمی شود. چون حجاب آن است که از ظاهر شدن زينت در مقابل اجانب جلوگيری کند.

4- حجاب بايد وسيع بوده و تنگ نباشد تا پستی و برآمدگيها بدن و اماکن فتنه در آن را مجسم نکند.

5- لباس زن بايد معطر نباشد تا سبب جلب مردان نشود: و حضرت رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «اَلْمَرْأَةُ إِذَا اسْتَعْطَرَتْ فَمَرَّتْ بِالْمَجْلِسِ فَهِيَ كَذَا وَكَذَا يَعْنِي زَانِيَةً». رواه أصحاب السنن وقال الترمذی: حسن صحيح.

(معني): «اگر زنی خود را به عطر آلوده و بر مجلسی بگذرد پس او اينگونه و اينگونه است. يعنی زناکار».

و در روايت ديگر: «أَيُّمَا امْرَأَةٍ اسْتَعْطَرَتْ فَمَرَّتْ عَلَى قَوْمٍ لِيَجِدُوا مِنْ رِيحِهَا فَهِيَ زَانِيَةٌ».

(معنی): «هر زنی كه خود را به عطر بيالايد و بر گروهی بگذرد تا بوی آن را به ... 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 اسفند1390 توسط عبدالله


الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

حتما بارها از خطرات جان سالم بدر بردید مانند احتمال افتادن به چاه یا تصادف کردن و خوردن شیئی به درون چشم(شاید به اطراف چشم شما خورده است ولی به داخل چشم فرو نرفته است) و... که همه آنها به خاطر مراقبت این فرشته ها است که به دستور خداوند ازانسان مراقبت می کنند. (روزی پیامبر اکرم (ص) فرمودند :*آب را مستقیما از مشک نخورید بلکه با کاسه و مانند اینها برزید و سپس بنوشید*. یک فردی با خود گفت پیامبر هم یه چیزی می گوید مگر چه اشکالی دارد که مستقیما از کوزه آب خورد و سپس آب خورد بی آنکه متوجه باشد درون آب کوزه بچه ماری باشد وآن مار به معده او رفته و باعث مرگ او می شود). پس سعادت وسلامتی انسانها درپیروی از محمد رسول الله است.

روزی داماد پیامبراکرم(ص) یعنی حضرت عثمان (رض) نزد حضرت محمدرسول الله (ص) آمد و سوالی عرض کرد : یا رسول الله در کنار یک انسان چند فرشته وجود دارد؟ حضرت محمد رسول الله (ص) فرمودند:

در نزد هر انسانی 10 فرشته وجود دارد که

یک فرشته در طرف راست و یک فرشته در طرف چپ وجود دارد که فرشته سمت راست مامور نوشتن اعمال خوب انسان ها و فرشته سمت چپ گناه های فرد را می نویسد.فرشته سمت راست همان موقع که فرد عمل خوب را انجام دهد یادداشت می کند.اما فرشته سمت چپ وقتی که فرد گناهی را انجام داد از فرشته سمت راست سوال میکند که آیا گناه او را بنویسد یا ننویسد؟ زیرا فرشته سمت راست امیر فرشته سمت چپ است ، فرشته سمت راست می گوید نه صبر کن شاید توبه کند مدتی بعد فرشته سمت چپ دوباره سوال میکندآیا حالا بنویسم؟ فرشته سمت راست باز هم می گوید صبرکن . مدتی بعد اگر فرد گناه هکار توبه نکند باز فرشته سمت چپ از فرشته سمت راست سوال می کند آیا عمل او را بنویسد یا ننویسد ، فرشته سمت راست می گوید: چه انسان روسیاهی که از خدا شرم نمی کند و توبه نمی کند وسپس اجازه نوشتن گناه فرد را به فرشته سمت چپ می دهد.

رسول الله در ادامه فرمود:

دوفرشته دیگر هم وجود دارد یکی در جلوی انسان و دیگری در پشت سر قرار دارد که مامور محافظت انسان از تمام آفت ها وبلاهایی که از جلو و پشت به انسان به طرف آن شخص می آید هستند ، و اجازه نمی دهند که از این دوجهت خطروبلایی بر انسان وارد آید مگر آنکه خداوند اجازه آفت آمدن دهد.

دو فرشته هم در لبها، یکی درلب بالا و یکی هم در لب پایین انسان قرار دارد که هر وقت فرد صلوات بفرستد آن را می نویسند، وفقط مامور ...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 اسفند1390 توسط عبدالله


الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

از حضرت ابن عمر(رض) مرویست که آنحضرت (ص) فرمودند:

«سه نفر هستند که هیچوقت وارد بهشت نمی شوند.یکی دیوث،دوم کسی که معتاد به مشروب است و سوم کسیکه ادای زنان را در میآورد».

مردم عرض کردند:

«ای رسول خدا(ص) درباره معتاد به مشروب که متوجه شدیم ولی بفرمایید که منظور از دیوث چیست؟

آنحضرت فرمودند:

« دیوث آن انسان بیحیایی است که از این باک ندارد چه کسانی پیش زنش می آیند.»

مجازات کسی که بیشتر از احتیاج خود خانه درست میکند:

حضرت ابن مسعود «رض» در ضمن نقل یک روایت منقطع گفته اند که آنحضرت (ص) فرمودند:

«کسی که خانه های بیش از احتیاج درست می کند در روز قیامت دستور داده می شود که آنها را روی پشتش بار کنند».

بنابروایت حضرت عمار بن یاسر«رض» سردار دو عالم(ص) فرمودند:

«وقتی شخصی ساختمانی را بدون احتیاج و بدون اکراه از یازده پا بالاتر میبرد افسق الفاسقین نامیده می شود و از او پرسیده می شود که آخر میخواهید این ساختمانها را تا کجا بالا ببرید».

مجازات کسی که رشوه میگیرد:

رسول خدا(ص) فرمودند:

«کسیکه که حاکم یا قاضی قومی تعیین میگردد در روز قیامت در ... 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 5 اسفند1390 توسط عبدالله

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

خداوند مي فرمايد: ﴿وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ [تغابن:11]

ترجمه: يعني هر كه به خدا ايمان داشته باشد، خدا دل او را رهنمود مي گرداند. و خداوند از هر چيزي كاملاً آگاه است.

علقمه در تفسير اين آيه گفته است: يعني وقتي مصيبتي به او مي رسد، او فوراً متوجه مي شود كه از جانب الله است و راضي و تسليم مي شود.

و از ابوهريره -رضي الله عنه- روايت است كه رسول الله - صلي الله عليه وسلم- فرمود:‹‹اثْنَتَانِ فِي النَّاسِ هُمَا بِهِمْ كُفْر:ٌ الطَّعْنُ فِي النَّسَبِ وَالنِّيَاحَةُ عَلَى الْمَيِّتِ››. (مسلم).

يعني دو خصلت در ميان مردم از خصلتهاي كفر، باقي مانده است: 1ـ طعن زدن به نسبها 2ـ نوحه خواني بر اموات.

همچنين از ابن مسعود -رضي الله عنه- روايت است كه رسول الله -صلي الله عليه وسلم- فرمود:‹‹لَيْسَ مِنَّا مَنْ ضَرَبَ الْخُدُودَ وَشَقَّ الْجُيُوبَ وَدَعَا بِدَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ››.(متفق عليه).

ترجمه:كسيكه به سر و صورت خود بزند و گريبان پاره كند و سخنان جاهلي بر زبان بياورد، از ما نيست.

و از انس -رضي الله عنه- روايت است كه رسول الله -صلي الله عليه وسلم- فرمود:‹‹إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدِهِ الْخَيْرَ عَجَّلَ لَهُ الْعُقُوبَةَ فِي الدُّنْيَا وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدِهِ الشَّرَّ أَمْسَكَ عَنْهُ بِذَنْبِهِ حَتَّى يُوَافِيَ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ››.

ترجمه: وقتي خدا به بنده اي ارادة خير بنمايد، در دنيا سزايش مي دهد و اگر به بنده اي ارادة بد بكند، او را در مقابل گناهانش مؤاخذه نمي كند تا در قيامت به حساب او رسيدگي بكند.

همچنين رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- فرموده است:‹‹إِنَّ عِظَمَ الْجَزَاءِ مَعَ عِظَمِ الْبَلاءِ وَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ قَوْمًا ابْتَلاهُمْ فَمَنْ رَضِيَ فَلَهُ الرِّضَا وَمَنْ سَخِطَ فَلَهُ السَّخَطُ››.(ترمذي با تحسين)

ترجمه: پاداش بزرگ با مصيبت بزرگ همراه است. و خداوند، قومي را كه دوست داشته باشد، به مصيبت مبتلا مي كند. آنگاه هر كه راضي شود، الله نيز از او راضي خواهد شد.

و هر كه ناراضي بشود، الله، نيز از او ناراضي خواهد شد.

 صبر بر آنچه خدا مقدَّر نموده است، از شعبه هاي مهم ايمان و از مقامات رفيع و عبادات بزرگ است. صبر در اداي واجبات و خود داري از محرمات و منهيات و صبر در مقابل مصيبتهاي تقديري، لازم و ضروي مي باشد.

صبر يعني زبان را از شكوه و گلايه و قلب را از بغض و ناراضگي و اعضا و جوارح را از عكس العملي كه موجب نارضايتي پروردگار باشد، مانند چاك دادن سينه و زدن به سر و صورت، بازداشت.

﴿وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يعني ايمان همراه با تعظيم و ... 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 5 اسفند1390 توسط عبدالله

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

عامل عمده وسواس، خود شخص وسواسی است. حب ذات و غافل شدن ازذکر و یاد پروردگار مهربان و انجام کارهای باطل و حرام و فعالیت ذهنی برایامور بی‌مورد از علل عمدۀ وسواس است. با مطالعاتی که روان شناسانروی بیماران مبتلا به انواع وسواس انجام داده‌اند، در یافته‌اند که قسمت جلو مغز که مرکز تصمیم‌گیری است، در بیماران مبتلا به وسواس دائما در حال فعالیت است، مثلا در افراد طبیعی وقتی تصمیم به شستن دست گرفته می‌شود و آن کار انجام می‌شود، مرکز تصمصم‌گیری دیگر خاموش می‌گردد. اما در آدمهای وسواسی این عمل دوباره تکرار می‌گردد؛ یعنی باز این تصمیم  علی رغم میل باطنی خود فرد گرفته می‌شود که باید دوباره دست را شست و آب کشی کرد،به عبارت دیگر ذهن چنین بیماران از صاحب آن تبعیت نمی‌کند.

گاهی برخی از مردم در امور زندگی خویش به جای دقت، وسواس به خرج می‌دهند. بطور نمونه در انتخاب همسر چنان وسواس به خرج می‌دهند که فرصت جوانی تمام می‌شود و همسر مورد نظر خود را نمی‌یابند،

انواع وسوسه:
الف: یکی از وسوسه‌های بسیار شایع بین کسانی که مبتلا به وسوسه هستند مرض وسوسه در وضوست. این افراد چنان وضو می‌گیرند که اگر فرد غیر مسلمانی آنان را در حالت وضو گرفتن تماشا کند می‌پندارد ایشان مشغول به نوعی درمان پوست هستند. این مبتلایان این کار را آن قدر تکرار می‌کنند که وقت فضیلت عبادت می‌گذرد  و آن قدر آب می‌ریزند که به جای ثواب غسل  و وضو مرتکب گناه بزرگ اسراف می‌شوند.

ب: وسوسه بی وضو بودن. کار شیطان همواره وسوسه‌های آزار دهنده و شکنجه کننده است، از قبیل این که مومن بعد از فراغ از وضو بیهوده احساس می‌کند که بی وضو ‌شده است. حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم برای درمان چنین وسوسه‌ای می‌فرمایند: هرگاه شیطان شخصی را مبتلا به وسوسه نمود که بی‌ضو شده است در مقابل به وسوسه شیطان باید بگوید: تو دروغ می‌گویی، مگر اینکه به نقض وضوی خود مطمئن باشد و بویی را با بینی و یا صدایی را با گوش بشنود. [سنن ابی داود: 1/147]. 
ج: وسوسه در نماز. از بهترین شکارگاههای شیطان نماز است، هنگامی که بنده نماز می‌خواند شیطان سوسه‌اش می‌کند یا این که گمراهش می‌نماید به طوری که نمی‌داند چند رکعت خوانده است.
د: برخی از وساوس شیطان گاهی به مراحل خطرناکتری می‌رسد و تا مرحله اعتقادات مؤمن پیش می‌رود، یعنی در دلهای مؤمنان در باره ... 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 5 اسفند1390 توسط عبدالله


الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على نبينا الهادي الأمين وعلى آله وصحبه المیامين وعلى جميع أمته الصالحين.

سپاس بیکران مخصوص خداوند جهان است، و درود و سلام بر پیامبر ما محمد هادی امین، نشان دهندة راه حق و امینی در تبلیغ پیام قرآن مجید، و بر آل و یاران او باد.

الله تعالي انسان را با سلاحی کار آمد مجهز کرده است و آن سلاح استعاذه است، در پناه رحمت و حمایت حضرت حق خزیدن، برترین سلاح در برابر وسوسه های شیطان است پس هر جا که دستورات و اوامر الهی در کار باشد و آدمی میل به انجام آنها نداشته باشد و یا اینکه نواهی و ممنوعیت هایی باشند و آدمی بخواهد مرتکب آن شود همچنین تفکرات منفی همه و همه ناشی از تزریقات وساوس شیطانی است.
الله تعالي دراین باره ارشاد می‌فرماید: «و اما ینزغنک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم» [اعراف: 200]. اگر از شیطان وسوسه‌ای به تو رسد، به الله پناه ببر، زیرا که او شنوای دانا است.
در جایی دیگر از قرآن می‌خوانیم: «و قل رب اعوذ بک من همزات الشیاطین  و اعوذ بک رب ان یحضرون» و بگو ای پروردگار من از وسوسه‌های شیاطین  به تو پناه می‌برم و به تو پناه می‌جویم پروردگارم از اینکه نزد من حاضر شوند.
حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم نیز در این موردمی‌فرمایند: «یاتی الشیطان احدکم فیقول: من خلق کذا؟ من خلق کذا؟ حتی یقول من خلق ربک؟ فاذا بلغه فاستعذ بالله و لینته» متفق عليه
«شیطان نزد یکی از شما آمده و می‌گوید: فلان چیز را چه کسی آفریده است؟ فلان چیز را چه کسی آفریده است؟ (تا اینکه سوالی نسبت به الله در قلب او پیدا می‌شود  هنگامی که آفریننده هر چیز خدا است) پس آفریننده خدا چه کسی است؟ چون سلسله سوال به اینجا رسید  لازم است که آدمی به خدا پناه ببرد و از این سوال باز آید».
البته استعاذه هم مراتبی دارد یکی از مراتب آن استعاذه زبانی است یعنی اینکه آدمی هنگام مراجعه با وسوسه های شیطانی بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
مرتبه دیگر استعاذه استعاذه قلبی است یعنی اینکه آدمی با تمام جان و دل خویش به سمت حضرت حق رو کند و از او استمداد بجوید و به قدرت، عدالت و جبروت او تعالي بیندیشد، این استعاذه مؤمن را از ارتکاب معصیت و ایجاد وسوسه مصون می‌دارد.
در قرآن کریم ماجرای حضرت یوسف علیه السلام مطرح شده که ... 



ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ